۱۳۹۰
پیش‌فرض
معنا
توقع
بهمن
دین‌داری
گله
گلشیفته
مسخره
راه
پیشینیان
تغییر
منبر
منبر
۱. آرمان؛ آخوند می‌ره رو منبر، شروع می‌کنه از عصر ظهور تعریف کردن و توضیح دادن که بعله! آقا که بیاد همه چی خوب می‌شه، دنیا گلستون می‌شه، قتل و دزدی ناپدید می‌شه، آب و نون فراوون می‌شه، مردم با هم رفیق می‌شن... ملت مشتاق هم اشک می‌ریختن و گوش می‌دادن تا اینکه آخونده می‌گه آره دیگه! چی بگم براتون؟ خلاصه همه‌چی عالی میشه، درست مث زمان شاه!
۲. عقلانیت؛ آخوند می‌ره رو منبر، شروع می‌کنه خطبه خوندن و از ملت صلوات گرفتن و... تا اینکه می‌گه آقا من امروز می‌خوام یه چیزی به شما بگم که هیچ پیغمبری تا حالا نگفته و ازتون یه چیزی می‌خوام که تا حالا هیچ آخوندی ازتون نخواسته! ملت هاج و واج نیگاش می‌کردن که داد می‌زنه مردم یه خرده مشرک باشین! شرک بورزین! کنار این همه چیزی که می‌پرستین یه کم خدا رو هم بپرستین!
۳. سبک‌زندگی؛ آخوند می‌ره رو منبر، شروع می‌کنه ملت رو نصیحت کردن و درس اخلاق گفتن و با هم مهربون باشین و هم‌دیگه رو نجوین و تو روز روشن گناه نکنین و... که یهو یه صداهایی از زیر منبر می‌شنوه! خوب که دقت می‌کنه، می‌بینه بعله! دو تا کفتر عاشق، اون پایین دارن بق‌بقو می‌کنن! داد می‌زنه مگه شما دین ندارین؟ مگه شما اخلاق ندارین؟ مگه شما پدر مادر ندارین؟ یکی از کفترا می‌گه آشیخ! اینایی که گفتی داریم، جا نداریم!

پی‌نوشت: عکس متعلق است به احمد صادقی.

مشاهده و ثبت نظرات

بهمنی
مطلب اولت طنز جالبی بود و حتی ممکنه واقعا تو ذهن عده ای بیش از این نباشه. و ارزش هرکسی هم قدر همتشه- اما انصافا اقا یاسر مجبور بودی بگی ه آخونده/مطلب دومت حکایت واقعیه. مطلب دومت هم مشکل باورپذیری داده اگرچه هیجان یواشکی بودنش مخاطب رو از فهم ابکی بودنش غافل میکنه. موفقی؟

مسعود
می بینم که هیچ کس جرات نداره برا مطلبت کامنت بذاره !!



ال‌کلاسیکو
جمع‌بندی
بی‌نظمی
ظهور
افتخار
موسی
خرید
ویرگول
عضو
مسلمانی
ماشین‌حساب
رویکرد
نصیحت
تناقض
چکیده
نابودی
شیعه
بازنده
کوفه
رانندگی
قسم
آخوند
جریمه
خیانت
روحانی
عقب‌ماندگی
جلوگیری
فرم
بیمه
بالعکس
فیفا
نبرد
کل
اشراق
آدامس
دانایی
ایرانیان
اپل
حرکت
گلستون
مصرف
انگشت


۱۳۸۹

۱۳۸۸

 

جستجو



© 2010-2012 YaserAeen.ir
About