|
|
۱۳۹۰
شرایط ـ فیلم سینمایی
هفت ـ برنامه تلویزیونی اثر فریدون جیرانی
محصول کانال سه تلویزیون ایران درباره هفت بیش از این نمیتوان گفت: برنامهای ضروری و بیشباهت به نود، هفتهنامهای فرهنگی، اجتماعی و البته سیاسی، به سردبیری جیرانی منتقد اما محافظهکار و با حضور فراستی همیشه استاد! اما به بهانه هفت چه چیزها که نمیتوان گفت؛ اینکه سینما ـ همچون دیگر پدیدههای فرهنگی وارداتی از غرب ـ آنچنان که شایسته یک پدیده ارزشمند است، به ایران نیامد و به جای آنکه سوغات فرهیختگان و هنرمندان در بازگشت از مغربزمین باشد، کالای پست و مبتذلی به شمار آمد که تجار و سوداگران با خود از شهرفرنگ به ارمغان آورده بودند؛ چه این مولود شبههناک، تا امروز که هنوز دعوای فیلمفارسی و سینمای متعهد بر سر زبانهاست و از مطرب و قرتی تا زاهد و فیلسوف مدام با داعیه دفاع از سینما بر سر یکدیگر میکوبند، همچنان قربانی میگیرد. اینکه هنوز موضع ما در برابر سینما روشن نشده و در شرایطی که برخی ـ صادقانه یا به تزویر ـ سینمای ملی را نماد افتخار و پیامبر انقلاب اسلامی در جهان میخوانند و از بیمهری نسبت به آن شکوه میکنند، عدهای دیگر ـ مزورانه یا از روی صدق ـ سینما در ایران را بهمثابه امالفساد، باعث و بانی انواع اعوجاجات فکری و اخلاقی قلمداد میکنند و به نابودی آن کمر بستهاند. اینکه وقتی سینما در ایران مدام از گیشه و سانسور سیلی میخورد و نمیتواند تعادل خود را در رابطه با مملکت و اجتماعی که به آن تعلق دارد بازیابد، حتی نکتهسنجیها و رسواگریهای فراستی در برابر فیلمسازان و یادآوری سواد سینمایی به کسانی که یا از آن بیخبرند و یا فراموشش کردهاند، کارکردی جز سوگواری برای موجودی که به احتضار رسیده نخواهد داشت. اینکه معلوم نیست چه موقع کسانی که خود را فیلمساز میدانند و بر تعهد خود پای میفشرند و در عین حال نه فرم میفهمند و نه حتی از سیاست و هوشمندی طرفی بستهاند، دست از سر سینمای ایران برمیدارند؛ کسانی که البته حساب و کتاب را خوب میفهمند و میخواهند بدون رعایت قواعد بازی سینمایی از آن برنده بیرون بیایند و مصیبت عظمی آنجاست که دوست و دشمن آنها را به عنوان فیلمسازان انقلابی و مذهبی و این قبیل حرفها ـ ظاهراً در مقابل فیلمسازان سکولار و ژیگول و این قبیل حرفها ـ میشناسند. اینکه وقتی تنها سینمای یاسوج تخریب میشود و یا مردم ارومیه ـ به دلیل تملک سینماهای این شهر توسط حوزه هنری و اعمال سلیقهاش در آنها ـ امکان تماشای فیلمی که همه جای ایران آن را پخش میکنند را ندارند، دیگر چه جای صحبت از فرهنگ و هنر باقی میماند. دانسته نیست در حکومتی که بر مبنای انقلابی فرهنگی شکل گرفته است، چرا برای اختصاص یک تیم فوتبال به هر شهر و روستایی تلاش میشود و در این راه بیتالمال به غارت میرود اما برای ساخت و نمایش یک فیلم که به مراتب پدیدهای انسانیتر و فرهنگیتر نسبت به فوتبال است، مانعتراشی میشود؟ جمعهشبها فرصت همارهای است برای مرور این قبیل چیزها که غالباً به دو پدیده همزمان میانجامد؛ تأسف و سرخوردگی از واقعیت و تولد ایدهها و آرزوهای جدید! مشاهده و ثبت نظرات مختارنامه ـ سریال تلویزیونی پنج کیلومتر تا بهشت ـ سریال تلویزیونی طلا و مس ـ فیلم سینمایی بازمانده ـ فیلم سینمایی همشهری داستان ـ ماهنامه ادبی تهران من برای فروش ـ فیلم سینمایی © 2010-2012 YaserAeen.ir About |
میدونستین؟
کلا هرکی اقتصاد می خونه ادم با فهمیه!!!!
در وضعیت فعلی، سینما در واقع بیشتر فرهنگ التقاطی طبقه متوسط جدید تهران نشین رو اشاعه میده (البته بحث بر سر رویه کلیه و نه موارد دیگر که بنظر اقلیت هستند).
بگدریم از حرف های این فردیدی ها راجع به ماهیت سینما و شر ناگزیر بودنش و این قبیل حرفها..